Tuesday, November 26, 2013

رنجنامه يک دختر هموطن!


پاسخ جواد ظريف و کامنت يک هموطن ديگر
کلمات يک دختر تحصيلکردهٴ ايرانی، در نامه يی که به ظريف نوشته، تصوير خوبی است از جهنم ولايت فقيه برای مردم ايران. نامه يی که دل هر انسانی را به درد می آورد و همهٴ وجود را غرق تأسف و خشم می کند. نامه يی با کلماتی که خيلی بهتر از آمار و جدولهای قيمتها و درصد تورم، استيصال دردآور مردم ايران را در برابر مشکلات عيان می کند. هرکس به خود می گويد وقتی تحصيل کرده های ميهن ما اين چنين وضعی دارند آن پايين دستها چه غوغايی ست؟

اين نامه را از فيس بوک اتحاد دانشجويان امروز گرفتيم. در زير آن پاسخ ظريف به اين دختر جوان، و بعد از آن نيز کامنت يک هموطن است که نيازی به توضيح و تشريح ندارد. بعد از آن هم چند بيت شعر بخوانيد:
متن نامه ی دختر جوان ايرانی:
سلام آقای ظريف
وقتتون به خير
اميدوارم حالتون بهتر شده باشه
من يه دختر 26ساله ايرانی ساکن ايرانم (ببخشيد که نمی تونم خودم رو کامل معرفی کنم)
اميدوارم کامنت منو کامل بخونيد.
من متاهلم، سه سال است که می خواهيم تشکيل خانواده بدهيم اما به خاطر مشکلات مالی نميتونيم، همسرم دانشجوی دکتراست و کار پيدا نمی کنه... بی پولی و بی کاری دمار از روزگار ما در آورده، پدرم يه بازنشسته ست و از پس خريد جهزيه بر نمياد.

من اخيراً کارشناسی ارشد نوبت روزانه قبول شدم، يکی از دانشگاههای عالی تهران، يکی از بهترين رشته ها، هفته ای 3روز ميام تهران. شايد باورتون نشه اما من از پس کرايه اتوبوسم به تهران بر نميام... من نمی تونم هفته ای 40هزارتومن برای غذا و کرايه و... هزينه کنم... همسرم توان حمايت منو نداره و از پدرم هم نمی تونم پول بگيرم، وام دانشجويی هم که به جايی نمی رسه و هنوز ندادن... بارها به انصراف از تحصيل فکر کردم اما بغض گلومو می گيره، چون من برای قبولی خيلی زحمت کشيدم... نمی دونم شما بچه دارين يا نه، نمی دونم خودتون و بچه هاتون چطور درس خوندين اما همه امکانات خودتونو بذاريد کنار و درس خوندن تو بدترين شرايطو تصور کنيد. مدام فکر می کنم اينايی که ميرن دانشگاه بين الملل چقدر پول دارن؟ ؟ ؟ چطوری من نمی تونم هفته ای 40هزارتومن پول بدم برای درس و اونا... . ديگه دارم افسرده ميشم.

من نمی خوام بهم بگين ”متاسفم“. من خودمو معرفی نکردم چون ترحم کسی رو نمی خوام. من فقط حقمو می خوام...

من ايرانی ام، چرا تو مملکت خودم، جايی که کل طايفه ام به خاطرش شهيد و جانباز دادن رفاه ندارم؟ ؟ ؟ چرا بی کارم؟ ؟ ؟ چرا تغذيه خوب ندارم؟ ؟ ؟ چرا بی پولم؟ ؟ ؟ چرا با اين معدل و اين رزومه باهام مثل يه تفاله برخورد ميشه؟ ؟ ؟ اين انرژی هسته يی کو؟ کجاست؟ چيش به من رسيده؟ منو تو انرژی اتمی استخدام می کنن؟ ؟ ؟ يا همسر استعداد درخشانمو؟ ؟ ؟ قبضامون که مدام گرونتر و زيادتر ميشه، تابستونا که برق قطعه، پس کو تأمين انرژی؟ ؟ ؟ ؟ چرا مملکت من راحت از دزدی 3هزار ميليارد تومنی ميگذره ولی 24ساعت بنده به دو ريال يارانه ی مردم؟ ؟ ؟ يارانه ای که بودنش برای آدمايی مثل من معنی حفظ آبرو رو داره. تو اين وضع گرونی...

من فقط يه بار زندگی می کنم... می خوام شاد باشم... ديگه بسمه غصه خوردن... در عوض کار می خوام و پول و يه خونه نقلی با يه دفترچه بيمه

نمی دونيد اين آخری شده رويای من... من نمی دونم مشکل کمر شما چيه ولی درد شمارو خوب ميفهمم. درد از کمر شروع ميشه تا مچ پا مياد... انگار يه رشته داغ تو پای آدمه که کشيده ميشه. من نميتونستم برم دکتر اما علائم و دردامو تو اينترنت سرچ کردم و فهميدم چه بيماری دارم. نه ميشه ايستاد، نه ميشه نشست، نه ميشه خوابيد... من اين جا به درد تسليم ميشم... من ميميرم از درد اما نمی تونم برم دکتر، نمی تونم ام آر آی بگيرم.

چون بيمه ندارم، چون پول ندارم، هزينه های درمان سرسام آوره، سلامتی شده به قيمت خون آدم... خوش بحال شما که برای دردتون طبيب داريد (البته هرچی که داريد حلال و خوشتون. خدا به روزيتون برکت بده. انشاءالله که حالتونم خوب بشه.)، من از ترس اين که همسرر و پدرم شرمنده م نشن به کسی نميگم چقدر درد می کشم...

می بينيد... فرق من و شما همينه... زندگی من به يه تاره مو بنده ولی شما مسئولان زندگی آروم و قشنگتونو بی استرس ادامه ميدين. واسه همينه که شما با خيال راحت خبر از مذاکرات بعدی ميديد و من اشک تو چشام حلقه ميزنه که ای خدااااااااا پس کی تموم ميشه؟ ؟ ؟

همه اينارو گفتم که بدونيد کسايی مثل من هستند که فقط زنده اند اما بارها و بارها آرزوی مرگ می کنند.

کاری کنيد که تحريما تموم بشه، يه کاری کنيد ارزونی بشه، کرايه خونه کم بشه، مواد غذايی ارزون بشه، بازار کار رونق پيدا کنه، دارو و درمان به قيمت خون آدم نباشه، امنيت و رفاه داشته باشيم. کاری کنيد که منه بچه درس خون، منی که تو زندگيم فقط تلاش کردم، صبر کردم و پامو کج نذاشتم، به خاطر فشار اقتصادی تو اين سن و سال اين همه مريضی عصبی نداشته باشم و فکرم مدام پی انصراف از تحصيل نباشه، يه کاری کنيد جوونا راحت باشن. اينطوری فسادم کم ميشه. فقط يکم سريع تر... می ترسم آخرش به عمر ما قد نده.

تو رو خدا... ديگه بسه تحريم...

يکی می گفت بايد قبر دهه شصتيا رو گودتر بکنند چون آرزوهای زيادی دارن که بايد با خودشون به گور ببرن...

خواهش می کنم جواب کامنتمو بديد. يا حق
**********
حالا پاسخ ظريف را بخونيد:
javad zarif: سلام دخترم. می دانم که مسئوليت سنگينی بر دوش من و همکاران من است و گرچه در ايجاد شرايط کنونی نقشی نداشته ايم ولی به هرحال با پذيرش مسئوليت بايد در جهت حل آن حرکت کنيم. اميدوارم با تدبير رياست محترم جمهوری و با حمايت همه مردم مشکلات انباشته اقتصادی به تدريج رفع شوند و زندگی برای شما و بقيه مردم راحت تر شود. باور کنيد که در هر لحظه از کار اداری و مذاکرات، خودم را وام دار و مديون تک تک شما می دانم و اميدوارم که بتوانم باری از دوش شما بردارم. به ياری خدا و به پشتيبانی شما، اين کار را با صبر و با حفظ حقوق کشور انجام خواهيم داد. اما اطمينان داشته باشيد که برای مذاکره جدی و رفع فشارها، بهترين روش تلاش برای رسيدن به تفاهم از طريق تعامل سازنده و عزت مند است. اندکی صبر، سحر نزديک است.

**********
اکنون کامنت يک هموطن را در مورد پاسخ ظريف بخوانيد
920902
دوستان عزيز!
حتماً کامنت دردناک دختر 26ساله ی تحصيل کرده ی ايرانی را که برای آقای ظريف در فيس بوک نوشته بخونيد! قلب هر انسانی را به درد مياره به جز قلب اين قسی القلبان رژيم جمهوری اسلامی از ظريف تا باريک!
و بعد پاسخ آقای ظريف را بخونيد! شرم آوره! پاسخ ظريف به نامه ی بسيار دردناک يک دختر تحصيل کرده که حتی توانايی مالی زندگی مشترک با با همسر خود که دانشجوی دکتراست را ندارد، قلب هر کسی را به درد مياره اما آقای ظريف با بی احساسی تمام پاسخ داده که دخترم مسئول اين شرايط من و همکاران نيستيم و وعده ی سرخرمنی داده و وعده ی مذاکرات اتمی خوبی رو بهش داده! و بعد هم گفته به اميد خدا همه چيز را با هم درست می کنيم! آقای ظريف! اين دختر داره ميگه من خرج تحصيل و... ندارم شما از مذاکرات براش می گيد؟ واقعاً شرم آوره! آقای ظريف شما و اين تيم همکاران تون از به وجود آمدن اين شرايط مبرا هستين؟ يادتون رفته که کنار گوش احمدی نژاد در سازمان ملل برای نابودی اسراييل خواهان انرژی اتمی بوديد؟ آيا همين اعمال شما و دوستانتان در دولتهای گذشته در طی اين ساليان به خصوص هشت گذشته اين شرايط وحشتناک امروز را به وجود نياورد؟
فکر کنم مسئول اين شرايط وحشتناک جامعه هيچکدوم شماها نيستيد بلکه مسئول عمه ی همه ايرانيهاست آقای ظريف! اين قدر همه ی شما در جمهوری جهل اسلامی سفسطه باز هستيد که نمی شه با شما ديالوگ برقرار کرد! شرم که نيست!
و اما دو بيت شعر:
حرفی ست نشايد که ز کس پنهان کرد
زين بيشرفان شرم طلب نتوان کرد
هر نکبت و هر درد و بلا در اين خاک
از اوست که ايران تو را ويران کرد.

No comments:

Post a Comment