Wednesday, November 27, 2013

اعتراضات دانشجويی در اصفهان، گيلان و اهواز و اعتراضات کارگری در دهلران، اصفهان و هنديجان


تجمع اعتراضی مردم شهر کرد و واژگون کردن يک خودروی مخابرات رژيم
درگيری مردم شهر کرد با مأموران بر سر انتقال آب حجت آباد
اعتراض مردم خيابان مشتاق اصفهان
ادامه اعتصاب غذای شش تن از زندانيان سياسی محکوم به اعدام در اوين ـ دانشجويان در اصفهان، گيلان و اهواز دست به اعتراض زدند.
شماری از دانشجويان دانشگاه مهاجر اصفهان روز چهارشنبه 29آبان نسبت به وضعيت نابسامان کلاسهای درسی اعتراض کردند.

دانشجويان دانشگاه گيلان روز چهارشنبه29آذر به وضعيت بد خوابگاه دانشگاه و بی کفايتی رئيس آن اعتراض کردند. دانشجويان فراخوانی توزيع کردند که خواستار تجمع اعتراضی دانشجويان در ساعت 10صبح روز شنبه 2آذرماه جاری در مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه گيلان است.

جمعی از دانشجويان دانشگاه آزاد و پيام نور اهواز در چهار راه آبادان، در مقابل ترمينال اتوبوسرانی شهر اهواز تجمع کردند و به کمبود اتوبوس و مشکلات حاد اياب و ذهاب اعتراض کردند.

شش تن از زندانيان سياسی محکوم به اعدام در سلولهای انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوين در پانزدهمين روز اعتصاب غذای خود به سر می برند. اسامی اين زندانيان عبارتند از کاوه ويسی، مختار رحيمی، کاوه شريفی، بهروز شاه نظری، طالب ملکی و شهرام احمدی، خانواده های اين زندانيان نگران اعدام آنها پس از پايان ماه محرم هستند

در پی اعدام سه تن از فرزندان مردم کردستان حبيب الله گل پری پور، رضا اسماعيلی و شيرکو معارفی، جوانان مريوان، سنندج، سردشت، سلماس، پيرانشهر، سقز و بانه در مناطق مختلف از جمله در دانشگاهها اقدام به نصب و توزيع تراکت عليه اعدامهای جنايتکارانه کردند و خواستار آزادی زندانيان سياسی شدند. روی اين تراکتها نوشته شده بود: نه به اعدام. يکی از مضامين اين تراکتها فراخوان به آزادی زندانيان سياسی کرد، ”زانيار و لقمان مرادی“ است.

ـ قطع ارتباطات مخابراتی در شهرکرد باعث اعتراض مردم و تجمع صدها تن مقابل اداره مخابرات گرديد. تجمع کندگان خشمگين وقتی با بی اعتنايی کارگزاران رژيم مواجه شدند يک خودرو پاترول مخابرات را واژگون کردند.

بيش از 400تن از کشاورزان و باغداران منطقه سامان شهرکردکه به احداث تونل انتقال آب حجت آباد معترض هستند روز چهارشنبه 29آبان ماه در مقابل فرمانداری رژيم در شهر سامان در 17 کيلومتری شهرکرد تجمع کردند و با مأموران سرکوبگر نيروی انتظامی درگير شدند.

جمعی ازکارگران شهرداری دهلران که در آستانه بازنشستگی هستند روز چهارشنبه 29آبان ماه در مقابل شهردار رژيم در اين شهر تجمع کردند و به پرداخت نشدن حقوق عقب افتاده اعتراض کردند.

کارگران شهرداری هنديجان روز شنبه 25آبان در اعتراض به پرداخت نشدن 5ماه حقوق عقب افتاده و بلاتکليفی شغلی تجمع کردند.

رانندگان خودروها در اتوبان موسوم به آقابابايی در استان اصفهان به بسته شدن اتوبان و ترافيک سنگين اعتراض کردند.

بسته شدن مجدد خيابان مشتاق اصفهان بار ديگرمورد اعتراض مردم اين منطقه قرار گرفت. علت امر نشتی لوله های فاضلاب بود. اين دومين باری است که مردم به اين وضعيت و خودداری رژيم آخوندی از حل اين مشکل اعتراض می کنند.

تجمع خانواده های زندانيان محکوم به اعدام در مقابل مجلس رژيم


 روز سه شنبه 5آذر جمعی از خانواده های زندانيان محکوم به اعدام، در مقابل مجلس ارتجاع تجمع اعتراضی برگزار کردند و خواستار اقدام سريع برای توقف اعدام فرزندان در بند خود شدند. همچنين خانواده های زندانيان محکوم به اعدام در زندانهای قزلحصار و گوهردشت کرج، روز سه شنبه 5آذر در مقابل دادگاه ارتجاع در خيابان شريعتی تهران تجمع کردند و و خواستار لغو حکم اعدام فرزندانشان شدند.

اعتراضات دانشجويی در تهران، اهواز و قم

آرشيو






به دنبال کشته شدن يک کارگر 17ساله در دانشکده مهندسی برق و مکانيک دانشگاه پلی تکنيک، بيش از 300تن از دانشجويان اين دانشکده روز يکشنبه سوم آذر تجمع اعتراضی برگزار کردند. دانشجويان نسبت به استخدام کودکان برای پروژه های ساختمانی اين دانشگاه اعتراض کردند.

ـ جمعی از دانشجويان دانشگاه پيام نور اهواز در اعتراض به نداشتن حداقل امکانات لازم برای تشکيل کلاس درس تجمع کردند.

ـ دانشجويان دختر دانشگاه آزاد قم روز دوشنبه چهارم آذر در مقابل حراست دانشگاه تجمع کردند و عليه سياست سرکوبگرانه اين مزدوران اعتراض کردند. بنا به خبر ديگری دانشجويان دانشگاه آزاد قم در يک حرکت ديگر به بی کفايتی گردانندگان اين دانشگاه و نبود امکانات در مقابل ساختمان بخش عمران دانشگاه اعتراض کردند.

تجمع بيش از هزار تن از دانشجويان دانشکده کشاورزی پرديس دانشگاه تهران در اعتراض به فوت يکی از دانشجويان اين دانشکده به علت برق گرفتگی، معاون به اصطلاح علمی اين دانشکده را مجبور به استعفا کرد. دانشجويان طی چند روز اعتراض و اعتصاب خواستار کناره گيری گردانندگان اين دانشکده شده بودند.

جمعی از جوانان و دانشجويان شهرک کارون در اهواز روز دوشنبه چهارم آذر به کمبود اتوبوس و مشکلات رفت و آمد در اين شهرک اعتراض کردند.

دو جوان دانشجو در نجف آباد اصفهان روز دوشنبه 4آذر يک آخوند جنايت پيشه را که از مقامهای قضاييه رژيم بوده گوشمالی دادند و او را از ناحيه قفسه سينه و ساق پا مجروح کردند. آنچه خشم اين دو جوان را برانگيخت اين بود که اين آخوند با خودرو خود يک زن سالخورده 70ساله را مصدوم کرده بود.

اعتصاب غذای سه هزار زندانی در قزلحصار کرج


اعتصاب غذای سه هزار تن از زندانيان زندان قزلحصار کرج هم چنان ادامه دارد.. آنها در اعتراض به شرايط غيرانسانی زندان و همچنين اعدامهای جنايتکارانه اعتصاب کردند. بنا به خبر ديگری اعتصاب غذای 6تن از زندانيان سياسی زندان قزلحصار کرج وارد بيست و چهارمين روز خود شد. زندانيان سياسی جمشيد دهقانی و حامد احمدی برای چهارمين بار، دچار خونريزی معده شدند. سيد هادی حسينی تا کنون چهار بار دچار تشنج شديد و افت فشار خون گرديده است. دژخيمان هيچ پاسخی به شرايط و وضعيت آنان نمی دهند وارتباطات ساير زندانيان با آنان را قطع کرده اند.

اعتراض بيش از هزار دانشجوی دانشکده کشاورزی تهران


بيش از هزار تن از دانشجويان دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در اعتراض به فوت کوروش صوفيه دانشجوی کارشناسی ارشد علوم دامی تجمع کردند و  خواستار استعفای کارگزاران رژيم در اين دانشکده از جمله زالی معاونت مالی، زين الدين معاونت  دانشجويي  و  جعفری رئيس پرديس شدند.
  مراسم تشييع پيکر کوروش صوفيه که براثر برق گرفتگی جان سپرد، در ميان خشم و انزجار  دانشجويان از رژيم آخوندی برگزار گرديد. دانشجويان همچنين جلساتی برگزار کرده و خواستار استعفای فرهاد رهبر رئيس مزدور اين دانشگاه شدند. حضور مأموران امنيتی و لباس شخصی و  تهديد و دستگيری دانشجويان نيز نتوانست مانع اين حرکت اعتراضی شود.-

Tuesday, November 26, 2013

افشای نقش احمدی مقدم در جنايتهای کهريزک


چند روز بعد از اظهارات پاسدار اسماعيل احمدی مقدم، فرمانده نيروی انتظامی رژيم که طی آن وی در وحشت از خيزش اجتماعی، تلاش کرده بود جنايتهای کهريزک را تماماً به دوش قاضی مخلوع و بدنام سعيد مرتضوی بيندازد؛ رقيبانش نيز به همين فکرند و متقابلاً سعی کرده اند پای او و ساير سرکردکان نيروی انتظامی را به پرونده جنايتهای کهريزک بکشند.

روزنامه مردم سالاری (2آذر 92) در همين رابطه نوشته است:
«علت شکايت اوليای دم کشته شدگان کهريزک عليه وی به خاطر دستور مستقيم مرتضوی در اعزام اين افراد به اين بازداشتگاه بوده است. با توجه به گفته های احمدی مقدم، مبنی بر اين که اطلاعی از وضعيت بازداشتگاه کهريزک نداشته، می توان گفت اين بی اطلاعی ايشان نمی تواند نفی کننده مسئوليت شخص وی و ساير مسئولان نيروی انتظامی از جهت انطباق اين بازداشتگاه با استانداردهای قانونی سازمان زندانها باشد. احمدی مقدم در حال حاضر نمی تواند خودش و ساير فرماندهان نيروی انتظامی را از بار مسئوليت نگهداری متهمان در آن بازداشتگاه خارج کند».
مردم سالاری در ادامه دعوای باندی، ادعای بعدی پاسدار احمدی مقدم که گفته بود نمی تواند به تمام اعمال ماموران، نظارت داشته باشد را سند جرم ديگری کرده و می نويسد:
«با توجه به سخنان فرمانده نيروی انتظامی مبنی بر اين که ما نمی توانيم بر رفتار مأموران بازداشتگاهها در رعايت و عدم رعايت حقوق شهروندی متهمان نظارت کامل داشته باشيم، اين مسأله باعث بروز اشکالاتی می شود و اتفاقاتی نظير همين کهريزک و دهها اتفاق ديگر می افتد و اين ها نيازمند بازرسی دقيق نيروی انتظامی و مراکز نظارتی اين نيرو است که حقوق متهمان به عنوان بخشی از جامعه رعايت شود تا به لحاظ مجرم بودن اين افراد حقوقشان پايمال نشود و شاهد چنين وقايع تلخی نباشيم».

روزنامه مردم سالاری اين دعوای باندی را دستمايهٴ حمله به دستگاه قضاييه رژيم کرده و در مورد اصطلاح اراذل اوباش که بهانهٴ سرکوب جوانان است می نويسد:
«در اظهارات ديگر فرمانده نيروی انتظامی مبنی بر اين که بازداشتگاه کهريزک برای نگهداری اراذل و اوباش ايجاد شده بود دو نکته وجود دارد: اولاً در ادبيات حقوقی و در قوانين مدون ايران واژه ای به نام اراذل و اوباش بودن جرم انگاری نشده است. به عبارت ساده تر در قانون مجازات اسلامی ايران تعريفی از اين که شخصی اراذل و اوباش باشد و اين رفتار وی مجرمانه تلقی شود و قابل پيگرد قضايی و کيفری باشد پيش بينی نشده است... در حالی که نه احمدی مقدم، نه مرتضوی و نه هيچ يک از مسئولان قضايی و انتظامی تا کنون تعريف منطقی از واژه اراذل و اوباش نداشته اند، در اين باره نيز توضيحی ارائه نشده است در صورتی که در قانون... هر عمل و ترک عملی که رفتار مجرمانه محسوب می شود مشخص شده است و... برای اراذل و اوباش پيش بينی هيچ کيفر و مجازاتی نشده است پس چگونه افرادی در قالب عنوان اتهامی اراذل و اوباش دستگير شده و به زعم احمدی مقدم در بازداشتگاه کهريزک نگهداری می کردند؟
حال با فرض اين که اين مکان محل نگهداری اراذل و اوباش باشد، مگر اين افراد انسان نيستند. در صورتی که افراد تحت هر عنوانی دستگير می شوند بايد با توجه به حقوق شهروندی با آنها رفتار انسانی شود و ضوابط و آيين دادرسی کيفری (ولو خلافکارترين فرد در جهان باشند) در مورد آنها اعمال شود»...
«حقوق شهروندی» و امثالهم که برای هيچ کدام از باندهای رژيم معنايی ندارد، نشانهٴ بروز شکافهايی در رأس نظام است که در گام بعدی موجب شعله ورتر شدن آتش خشم و اعتراض مردم به جان آمده خواهد شد.

باز شانزده آذر، باز مبارزه اتحاد پيروزی!


دوباره سخن دانشگاههای ايران است نقش دانشجويان و سنگرهای آزادی. و قدافراشتن در برابر ولايت فقيه!
تلاش می کنيم، در سلسله سخنی درباره دانشگاه برای برخی پرسشها درباره دانشگاه پاسخ بيابيم.

نخستين بخش اين زنجيرهٴ سخن، با يک شعر پيش روی شماست.

«ناقوس»
ناقوس! باز طنين بردار!
با ضربه های خشمگن کوبه ات، درشت
بر مس جدارهٴ بغضی ترک ترک
-ديواره های تنگ گلوگاه ميهنی-.
ناقوس باز طنين بردار!
ای گلدهانهٴ حلقومت
- بشکفته غنچه های سرخ زخم شهيدان يک وطن-
آوازهای شورشی ات را
در خاطرت مکرر کن
آن گه که می وزيد
در مدخل دهان پر آوازت
موسيقی مبارزه و اتحاد و پيروزی.
نام مشترک دانشگاههای کشور:
دانشگاههای ايران يک نام مشترک دارند. سنگر آزادی. بنابراين يک سؤال به وجود می آيد؟ آزادی در کدام سالن و يا کلاس از کلاسهای اين دانشگاهها آموخته می شود؟

فرياد و خروش و ايستادگی برای دفاع از حقوق مردم، را کدام استاد و در کدام ساعت می آموزد؟

بگذاريد در جستجوی اين پرسش، به سی سال پيش برگرديم. پاييز و زمستان 1357. روزی که اين نام حک نشده بر سردر دانشگاهها را مردم به آن دادند.

دانشگاه و انقلاب:
دانشگاههای کشور، در جريان انقلاب ضدسلطنتي مرکز و قلب انقلاب و قيامهای مردم بودند. همه روزه، زن و مرد و پير و جوان، از اقشار مختلف مردم، روانهٴ دانشگاهها می شدند. خطابه های سياسی را گوش می کردند، اطلاعيه ها را می خواندند و برای قيام و خروش به خيابانها می شتافتند.

برجسته ترين چهره ها و رهبران جنبش انقلابی مسلحانه در برابر ديکتاتوری شاه از دانشگاه برخاستند و در سياهترين سالهای اختناق و سلطه ساواک، اين دانشگاه بود که شعله های مقاومت و ايستادگی در آن برافروخته بود؛ شعله هايی که همواره در تظاهرات دانشجويی در دانشگاههای مختلف ايران زبانه می کشيد.

از سالهای 55 به بعد نيز، وقتی که جوانه های جنبش مردم سربرآورد، دانشگاه جان پناه همه آزاديخواهان و هواداران نيروهای انقلابی بود و دانشجويان آن زمان، نگهبانان آن بودند. اين در حالی بود که در تمامی سالهای بين قيام پانزده خرداد سال 42 تا سال 57، خمينی در نجف در سکوت به سر می برد و فعاليت سياسی نداشت. خمينی در سال 44 به عراق رفت و در آنجا به قول خودش به طلبگی مشغول شد. او تا سال 50، چند نامه خصوصی نوشت، دو پيام برای دانشجويان خارج داد، يک پيام هم به قول خودش برای سلاطين اسلام، و رؤسای دول اسلام نوشته بود و خواسته بود که راديو اسلامی راه بيندازند و بدهند دست علما!

در ماههای قبل از قيام در تهران، هر آخوندی هم که می خواست سخنرانيی بکند، به دانشگاه تهران می آمد و زير چتر دانشجويان فعال دانشگاهها، در زمين چمن دانشگاه امکان صحبت پيدا می کرد. يعنی مرکز جنبش، دانشگاه بود.

اما آيا تبديل شدن دانشگاه به سنگر آزادی پيشينه ای از اين هم قديمی تر داشت؟ باز هم بايد از دهه پنجاه هم دو دهه عقبتر برويم به:
شانزده آذر1332:
آن روز، چهار ماه از کودتای ننگين 28مرداد عليه حکومت ملی دکتر مصدق نگذشته بود که، دانشگاه عهد خود را با پيشوای آزادی وفا کرد. در روز 16آذر 1332، سه تن از پيشگامان جنبش دانشجويی آن زمان، شريعت رضوی، قندچی و بزرگ نيا، توسط عمال حکومت کودتا در صحن دانشگاه تهران به رگبار بسته شدند و به شهادت رسيدند و از آن به بعد، به حق روز 16آذر «روز دانشجو» نام گرفت. از آن پس16آذر و ياد آن سه شهيد گرانقدر همواره برجسته و گرامی داشته می شوند

در سالهای بعد، بسياری از دانشجويان مبارز و آگاه، به مبارزه عليه ديکتاتوری سلطنتی دست زدند و از کلاسهای همين دانشگاهها بود که پيشتازان جنبش انقلابی برخاستند و تصميم به راهگشايی برای انقلاب مردم گرفتند.

دشمن دانشگاه که بود؟
پس خانهٴ دانش، خانهٴ آزادی نيز شد. اين از صدا و گواهی تاريخ. اما يک آوای ديگر نيز در مورد دانشگاه وجود دارد و آن صدای خمينی بود که در اول ارديبهشت 59 گفت: «دانشگاههای ما دانشگاههای استعماری است. دانشگاههای ما برای ملت ما مفيد نيست. من آن تصميمی را که شورای انقلاب گرفته اند راجع به تصفيهٴ دانشگاه… پشتيبانی می کنم»

او حتی در وصيتنامه خود نيز بر اين که بايد دائماً ا از دانشگاه ترسيد تأکيد کرده و نوشته است: «بر ملت و دولت جمهوری اسلامی است در همهٴ اعصار، که نگذارند عناصر فاسد دارای مکتبهای انحرافی يا گرايش به غرب و شرق در دانشسراها و دانشگاهها و ساير مراکز تعليم و تربيت نفوذ کنند و از قدم اول جلوگيری نمايند تا مشکلی پيش نيايد و اختيار از دست نرود».

حالا ببينيم خمينی و دنباله هايش بعد از به چنگ آوردن حاکميت، با دانشگاه چه کردند:
خمينی از ابتدای ورودش به ايران و پس از محکم کردن پايه های حاکميتش شروع به نقض تعهداتش در قبال آزاديها نمود. طبيعی بود که نيروهای آگاه جامعه و به خصوص دانشجوها در مقابله با اين خيانت به سمت نيروهای ترقيخواه و انقلابی به خصوص به سمت مجاهدين، روی می آوردند و دانشگاه بعد از پيروزی انقلاب و با شروع اقدامات ضدآزادی و ضدمردمی خمينی، به پر تپش ترين کانون، عليه سرکوبگران آزادی تبديل شد..

بيشترين اجتماعات، مراسم سخنرانی و کانونهای فعاليت و تبليغ سازمانهای انقلابی و بيش از همه مجاهدين، در دانشگاهها بود.

اين بود که خمينی تاب تحمل دانشگاه را نياورد و آن را به تعطيلی کشاند. اين کودتای فرهنگی، از دانشگاهيان و دانشجويان 17کشته و2180 زخمی گرفت تا دانشگاه به دست اوباش رژيم «فتح» شود.

آمار کشته های کودتای فرهنگی:
آمار کشته ها و زخميهای آن کودتای ارتجاعی از اين قرار بود: دانشگاههای بابلسر 30زخمی، شيراز210زخمی، تربيت معلم تهران 100زخمی، مشهد 400زخمی و يک کشته، تهران 491زخمی و 3کشته، جندی شاپور 700زخمی و 5کشته، سيستان و بلوچستان 50زخمی و يک کشته، گيلان 7 کشته و صدها زخميJ
نام اعلام شده اين توطئه، « انقلاب فرهنگي» در دانشگاهها بود، امّا «حسن آيت» يک عضو مؤسس حزب متعلق به خمينی واقعيت را در نواری که متن پياده شده آن در 28 و 29خرداد 59 در روزنامه های تهران به چاپ رسيد، به دقت بيان کرد. آنها با « انقلاب فرهنگی» در يک کلام در پی تسلط حوزه بر دانشگاه بودند. عاملان اصلی اين کشتارها در دانشگاهها هم چنان که از نوار آيت برمی آيد، انجمنهای اسلامی آن زمان بودند.

دانشگاه از 1359به بعد:
حدود 3سال تعطيلی دانشگاههای ايران (از سال59 تا 61) در تمام رژيمهای ديکتاتوری معاصر بی سابقه است. در هيچ يک از ديکتاتوريهای معاصر، حتی پس از خونين ترين کودتاها، دانشگاهها به مدت طولانی تعطيل نشده اند.

پنج سال بعد، در 27فروردين سال64، خمينی باز هم به کارگزاران وزارت فرهنگ و آموزش عالی نظامش باز هم هراس از دانشگاه را گوشزد می کرد:
خمينی گفت «اميدوارم که احساس کرده باشيد که همه دردهای ايران از دانشگاه شروع شده است. دانشگاه تلخيهايی داشت که به اين زوديها رفع نمی شود… دانشگاهی که تمام گرفتاريهای ما منشأش در آن بود».

رژيم خمينی در آن سه سال تعطيلی و پس از آن تعطيلی، اقداماتی رو برای تبديل دانشگاه به بخشی از حوزه های علمية آخوندی انجام داد. فهرست کلی اين اقدامات قرون وسطايی از اينقرار است:
ـ موج دستگيريهای گسترده استادان دانشگاهها و شخصيتهای مبارز ضدارتجاع

ـ ايجاد ارگانهای جاسوسی، تفتيش عقايد، سرکوبی و روشهای گزينش قرون وسطايی در دانشگاهها.

ـ اعمال اختناق، و جلوگيری از رشد آگاهی و اعتراض در دانشگاهها

ـ گماشتن آخوندهای مزدور در رأس امور آموزش عالی
ـ اختصاص رسمی نزديک به نيمی از سهميه دانشگاه به مزدوران بسيجی

کودتای فرهنگی در سال59، تنها شروع يک جنايت سازمان يافته عليه دانشگاه و دانشجويان بود. در سال بعد از آن و از 30خرداد 60 که عصر اعدامها شروع شد، بيشترين قربانيان از دانشجويان و دانشگاهيان بودند.

تنها در فهرست اسامی 20هزار شهيد مجاهد خلق از شهدای سازمان مجاهدين 230تن، درجه دکترا و يا استادی علوم، داشته اند، 734تن ليسانسية علوم مختلف بوده اند، 4010تن فارغ التحصيل و 3510 دانشجوی دانشگاههای کشور يا خارج از کشور بوده اند. بر اين اساس اگر بخواهيم درصد بگيريم، 43 درصد از شهيدان مجاهد خلق، شهدای تحصيلکردهٴ دانشگاهی و يا بالاتر از آن هستند. و اين خودش نموداری از ميزان دانشجويان و دانشگاهيان مبارز را در کل 120هزار شهيد مقاومت برای آزادی نشان می دهد. يعنی در 120هزار شهيد راه آزادی، حدود 48000تن، دانشگاهی بوده اند.

اما پرسش بزرگ اين جاست: آيا با اين سرکوب شديد، تلاش رژيم برای تبديل دانشگاه به بخشی از حوزه به نتيجه رسيد؟

پاسخ را يک خروش بزرگ دانشجويی که به خروش و قيام بزرگ مردمی تبديل شد، به همه داد:
قيام 18تير 1378: دانشگاه برخاست.
راستی چه اتفاقی درجبهه ی انقلاب و مبارزه افتاد که دانشگاه لگدکوب شده زيرپای ارتجاع، آنطور خروشان شد؟