Friday, November 22, 2013

حماسه اشرف، کهکشانی از زادگان مريم رهايی



از: يزدان ت

من در رزمگاه ليبرتی هستم و الآن 78روز است اعتصاب غذا کرده ام چرا که طی اين سالها تعدادی از آن 52شهيد قهرمان يا آن 7 گروگان تحت شکنجه، يا فرماندهم بوده اند يا همرزمم در يگانهای ارتش آزادی بخش. درخشان ترين ستاره اين کهکشان و سکاندار کشتی سرخ فام اشرف ”مجاهد شهيد زهره قائمی است.

برای توصيف اين اسطورهٴ رهايی و رشادت زبانم قاصر است.
پس بگذاريد
يک جمله نيز از خود فرمانده والامقام شهيد زهره قائمی نقل می کنم:“ ای خمينی! و ای بازماندگان درمانده خمينی، دور نيست روزی که هم چون سلفتان شاه، ناگزير شويد اعتراف کنيد که» پيام توده ها و مقاومت سرفراز آنها را شنيديد و جام زهر آخرين را هم نوش جان کرده ايد».

اما به راستی وقتی مجاهدين می گويند ”زادگان مريم رهايی“ اين به چه معناست؟

من نزديک به 30سال رژيم شاه خائن را تجربه کرده ام و بيش از 30سال نيز رژيم زن ستيز خمينی را ديده ام.

به راستی رژيم شاه برای زنان ايران چه چيز را تبليغ می کرد؟ پاسخ بسيار روشن است: و بی هويتی زن ايرانی.

ارمغان خمينی برای زن ايرانی در يک کلام چه بود؟ ”يا روسری يا توسری!“ و امروز پس از 35سال شاهد پديده های عجيبی هستيم که در جهان و در تاريخ کمتر نمونه اش يافت می شود. مانند اعتياد دختر بچه های 13 – 14ساله! هزاران دختر فراری، فروش دختر بچه ها در بنادر ايران به صورت برده در مقابل هر نفر 50 دلار و…

در مقابل، وقتی به سازمان مجاهدين و تاريخچه آن نگاه می کنيد در می يابيد که مريم رجوی اين فشار قرون و اعصار را از روی زنان مجاهد برداشت و در نتيجه، اين فنر فشرده شده با تمام قوا و پتانسيل نهفته در درونش به پرواز درآمد، و دوران جديدی در تاريخ ايران آغاز شد و زن ايرانی برای اولين بار به جای کالا بودن و به جای آشپزی و خانه داری، پای در ميدان مبارزه و مسئوليت پذيری و فرماندهی گذاشت و هدايت يک جنبش سراسری را به عهده گرفت زن ايرانی برعکس آرزوی خمينی تبديل به عنصری مسئول و مبارز شد، در اين مرحله زن انقلابی مجاهد خلق نه تنها خودش آزاد و رها شد بلکه باعث رهايی مرد مجاهد خلق نيز شد. چرا که پذيرش هژمونی و فرماندهی زنان انقلابی و مسئول از طرف هر مرد مجاهدی باعث رهايی او از ديدگاههايی می شد که شاهان و شيخان بر اذهان مردم تحميل کرده بودند. من خودم سالها شاهد بودم که اين زنان رها در 24ساعت شبانه روز بيش از 20ساعت کار می کنند و در مقاطع حساس تر گاهاً 48ساعت بی وقفه و خستگی ناپذير کار می کنند! و در عين حال ذره يی احساس ضعف و عجز و درماندگی را در آنها نمی يافتم. بدين سان مرد مجاهد خلق هم می آموخت که به سان آنان رها شود و انرژيهای درونی نهفته اش آزاد گردند.

اگر به اعترافها سرکردگان سپاه پاسداران خامنه ای توجه کنيد قتل عام و جنايت دهم شهريورماه در اشرف را بزرگترين پيروزی راهبردی برای رژيم توصيف کردند و قدر و ارزش اين قتل عام را معادل عمليات به اصطلاح مرصاد يا همان فروغ جاويدان دانستند. چرا که در عمليات فروغ جاويدان، رژيم خمينی تا لبه پرتگاه سقوط رانده شد. به اين ترتيب اين بار نيز اشرف و ارتش آزاديبخش ملی ايران را به رأی دارندهٴ قيام مردم و سرنگونی محتوم خودش به حساب آورد. سرکردگان سپاه مذبوحانه تلاش کردند جنايت دولت عراق را در کشتار و گروگانگيري10شهريور را يک ضربه به مجاهدين و يک پيروزی راهبردی برای رژيمشان وانمود کنند، ولی ناخواسته به شکست ايدئو لوژی خمينی در مقابل انقلاب مريم رهايی اعتراف کردند در جائيکه گفتند ”نفر شماره3 سازمان يعنی زهره قائمی و مسئول اطلاعات وامنيت کل سازمان يعنی گيتی گيوه چيان در اين عمليات کشته شدند و 7نفر از بالاترين فرماندهانشان مفقود شدند“.

خمينی که زن را فقط لايق خانه داری و آشپزی و بچه داری می دانست، چه شده که از کشتن گروگان گرفتن اين قهرمانان مجاهد خلق اين قدر به خود می بالد؟ و از ميان گروگانها 6نفرشان را از زنان قهرمان مجاهد خلق انتخاب کرد؟

رژيم خمينی باز هم از کرده خود پشيمان شده و خواهد شد. چرا که نه تنها مجاهدين از بين نرفتند و دچار ضربه نشدند بلکه اشرف يک، دو، سه، صد و هزار بار در سراسر ايران و جهان تکثير شد و 10شهريور تبديل به يک حماسه جاويدان در تاريخ ايران شد و زنان انقلابی و مسئوليت پذير مجاهد خلق صدها و هزارها برابر در ايران و سراسر جهان به پامی خيزند و طومار ننگين حکومت زن ستيز خمينی به دست همان کسانی که اصلاً آنها را به حساب نمی آورد در هم پيچيده خواهد شد. يعنی به دست ”زادگان مريم رهايی“.

No comments:

Post a Comment